یکی از موانع توسعه در ایران

گاهی یک کلام، یک تصویر، یک صدا، یک شعر و حتی یک نگاه می تواند یک تلنگر باشد:

ـ به راستی در ایران تلقی از کار دولتی مساوی تعویض زمان با پول است و این که ساعاتی چرخی در اداره بخورند و پولی بگیرند، در حالی که در یک جامعه صنعتی، تلقی کارمند تعویض کار با پول است که چنین چیزی هیچ وقت در ایران نبوده است. (ص ۱۳۱)

ـ‌ کار مفید اداری امروز بیش از یک ساعت نیست، یعنی  به ازای یک نفر، هشت نفر وقت تلف می کنند و وبال بودجه عمومی هستند. و معلوم نیست در چه زمانی و چه کسی قادر خواهد بود این مسئله را حل کند. (ص ۱۳۳)

ـ ایرانیان به سودجویی نامشروع و درآمد ناشی از «غیرکار» علاقه وافری دارند. این خصیصه را شاردن که در زمان صفویه به ایران آمده است به توصیف کشیده که چگونه ایرانیان «دلالی» را به همه چیز ترجیح می دهند. (ص ۱۳۶)

ـ فرانسوی ها همان تلقی را از کار ندارند که ژاپنی ها و ژاپنی ها همان چیز را از کار نمی فهمند که ایرانی ها. وقتی به ایرانی گفته می شود «کار» منظور بیشتر این است که با یک پیچیدگی خاص موفق شود یک بار و برای همیشه «دست خود را به جایی بند کند» و مسئله تخصص و دانش آن کار، ادامه پیشبرد آن، آزمایش و رشد در آن کار و هزاران «و»ی دیگر در آن بی معنی است. اما ژاپنی «کار» را ابزار و تنها وسیله جنگ می داند. تصمیم گرفته است با کار جهان را فتح کند، به کار معتاد شده است، کارش برای او بیش از دیگر مسایل شخصی و خانوادگی ارزش دارد، منافع عمومی کار نیز برای او اولویت دارد. کار او تخصصی و پیچیده است. آموختن آن زحمات زیاد دارد. کار برای رونق مملکت و عرصه پیکار با دیگر جوامع دنیاست. کارِ مفید می تواند تا هفته ای صد ساعت (به عوض ده ساعتِ دنیای سوم) انجام گیرد. صرفه جویی و قناعت در هزینه های لازم برای تولید کار از خود کار پراهمیت تر است، اگر چرتکه کار او را انجام دهد ماشین حساب نمی خواهد. اگر اشتباهی رخ دهد به شدت متاثر می شود. ابزار کار برای او اعتبار اجتماعی نمی آورد، بلکه حاصل کار برای او اقناع کننده است و آن هم در صورتی که برای جامعه مفید واقع شده باشد. (ص ۲۰۴)

علی رضا قلی ؛‌جامعه شناسی نخبه کشی ؛‌تهران ، نشر نی ،‌1377

/ 0 نظر / 14 بازدید